نشست تخصصی اندیشکده آمایش بنیادین مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با عنوان «تمدن اکولوژیک» روز شنبه ۱۸ مهرماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و علاقهمندان، بهصورت حضوری و مجازی برگزار شد. در این نشست، ابعاد علمی و کاربردی تمدن اکولوژیک، نسبت آن با الگوهای توسعه و پیشرفت، مبانی فلسفی و معرفتی این مفهوم و امکان بهرهگیری از آن در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در آغاز نشست، دکتر محمدسعید جبلعاملی، رئیس اندیشکده آمایش بنیادین و استاد دانشگاه علم و صنعت، ضمن خوشامدگویی به حاضران، زمینه برگزاری این نشست را فراهم کرد و مهندس حسین آرامی، دبیر اندیشکده، به تبیین چرایی طرح موضوع تمدن اکولوژیک پرداخت. در ادامه، دکتر اسکندر زند، عضو اندیشکده آمایش بنیادین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، بهعنوان سخنران اصلی نشست، دیدگاههای خود را درباره ابعاد و اهمیت تمدن اکولوژیک در مسیر پیشرفت و توسعه پایدار ارائه کرد. دکتر محمدحسین رامشت نیز بهعنوان سخنران مکمل، از منظر تمدنپژوهی به بررسی مفهوم تمدن و نسبت آن با توسعه، تمدن اکولوژیک و تمدن نوین اسلامی پرداخت. همچنین، متن «تمدن اکولوژیک؛ پایان توهم مالکیت» نوشته دکتر محمدباقر تورنگ، جهت تکمیل مباحث و زمینه ای برای گفت و گوی حاضران نشست توسط مهندس حسین آرامی قرائت شد.
تمدن اکولوژیک؛ ضرورت بازنگری در رابطه انسان و طبیعت
دکتر اسکندر زند در بخش نخست نشست، با مروری بر تاریخ شکلگیری زمین، حضور انسان و تحولات رابطه انسان با طبیعت، به بررسی روندهای منتهی به گسترش جمعیت، توسعه شهرنشینی و شکلگیری تمدن تکنولوژیک پرداخت. وی یکی از مهمترین چالشهای تمدن تکنولوژیک را ناپایداری در بهرهبرداری از منابع طبیعی و پیامدهای آن برای محیط زیست دانست و با اشاره به مفهوم «ردپای اکولوژیک»، بر ضرورت توجه به محدودیت ظرفیت زیستی زمین تأکید کرد.
به گفته وی، افزایش فشار بر منابع طبیعی، تخریب زیستبومها و کاهش تنوع زیستی نشان میدهد که الگوهای کنونی تولید و مصرف با ظرفیتهای زیستی کره زمین تناسب ندارند. از این منظر، تمدن اکولوژیک در پاسخ به ضرورت بازنگری در رابطه انسان با طبیعت و برقراری تعادل میان ابعاد انسانی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی مطرح شده است.
دکتر زند با اشاره به پیامدهای گسترش فعالیتهای انسانی برای گونههای زیستی، بر این نکته تأکید کرد که افزایش قدرت مادی انسان، بدون تناسب با مسئولیتپذیری اخلاقی و حکمت در بهرهبرداری از طبیعت، میتواند به تشدید بحرانهای زیستمحیطی منجر شود. وی شکلگیری رویکرد تمدن اکولوژیک را تلاشی برای توجه همزمان به دانش علمی، ملاحظات اخلاقی و مسئولیت حکمرانی در قبال محیط زیست دانست.
این سخنران همچنین ضرورت اتخاذ اقدامات سیاستی در سطوح جهانی، منطقهای و ملی را یادآور شد و بر تغییر الگوهای اقتصادی، اجتماعی و مالی، توقف روند کاهش تنوع زیستی، احیای اکوسیستمهای طبیعی و حرکت به سوی زندگی هماهنگ با طبیعت تأکید کرد. به اعتقاد وی، تحقق تمدن اکولوژیک مستلزم بازتعریف رابطه انسان با طبیعت بر پایه یافتههای علمی، گسترش فناوریهای پاک، مدیریت کارآمد اکوسیستمها و تقویت پژوهشهای بینرشتهای است.
دکتر زند در جمعبندی دیدگاه خود تصریح کرد که تمدن اکولوژیک به معنای عقبگرد از علم و فناوری نیست؛ بلکه تحقق آن به دانش پیشرفتهتر، فناوریهای سازگارتر با محیط زیست و شیوههای مسئولانهتر مدیریت منابع طبیعی نیاز دارد. وی برای تبیین پیوستگی اجزای جهان، به این بیت از شیخ محمود شبستری اشاره کرد: گر یک ذره را برگیری از جای / اثر گیرد همه عالم سراپای
از مفهوم توسعه تا بازاندیشی در معنای تمدن
دکتر محمدحسین رامشت در بخش بعدی نشست، با رویکردی تمدنپژوهانه به تعریف تمدن و جایگاه آن در مطالعات علمی پرداخت. وی تمدنپژوهی را حوزهای میانرشتهای دانست که رشتههایی همچون تاریخ، جامعهشناسی، زبانشناسی، فلسفه تاریخ، مردمشناسی و روابط بینالملل را در بر میگیرد. او با مرور دیدگاههای متفکرانی همچون ابنخلدون، فارابی، آرنولد توینبی، اسوالد اشپنگلر، ماکس وبر، امیل دورکیم، ویل دورانت، ساموئل هانتینگتون و جرد دایموند، به تبیین ابعاد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی تمدن پرداخت و آن را شکل پیچیده، پایدار و سازمانیافته زندگی جمعی انسانها توصیف کرد.
رامشت سپس این پرسش را مطرح کرد که چرا مفهوم تمدن در بسیاری از گفتمانهای توسعه کمتر مورد توجه قرار میگیرد. وی تفاوتهای معرفتی و روششناختی این دو مفهوم را از جمله دلایل این مسئله دانست و توضیح داد که توسعه مدرن عمدتاً با شاخصهای کمی، برنامهریزی نهادی و اهداف اقتصادی سنجیده میشود؛ در حالی که تمدن، افزون بر ابعاد مادی و سازمانی، با تاریخ، فرهنگ، هویت و نظامهای ارزشی جوامع پیوند دارد.
به گفته وی، پیشینه استعماری مفهوم تمدن، تفاوت زبان نهادهای بینالمللی با ادبیات تمدنی و رقابتهای گفتمانی در فضای فکری و سیاسی ایران نیز در کمرنگ شدن این مفهوم در ادبیات توسعه نقش داشتهاند. رامشت تأکید کرد که توسعه بدون توجه به زمینههای تمدنی میتواند با بحران معنا، بیریشگی فرهنگی و تخریب محیط زیست مواجه شود؛ همانگونه که تأکید صرف بر تمدن، بدون توجه به ضرورتهای توسعه، عدالت و کارآمدی، ممکن است به توجیه عقبماندگی بینجامد. از این رو، وی بازخوانی انتقادی و توأمان دو مفهوم توسعه و تمدن را ضروری دانست.
تمدن اکولوژیک و نسبت آن با تمدن نوین اسلامی
رامشت در ادامه، تمدن اکولوژیک را مفهومی معرفی کرد که در دو دهه اخیر در چین مورد توجه قرار گرفته و بهعنوان رویکردی کلان برای بازتعریف رابطه جامعه با طبیعت مطرح شده است. به توضیح وی، این رویکرد بر همزیستی با طبیعت، گسترش اقتصاد سبز و چرخشی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، تقویت حکمرانی زیستمحیطی، اصلاح الگوهای مصرف و رعایت عدالت بیننسلی تأکید دارد.
وی میان تمدن اکولوژیک و توسعه پایدار تمایز قائل شد و توضیح داد که در رویکرد تمدن اکولوژیک، موضوع صرفاً اصلاح پیامدهای زیستمحیطی توسعه صنعتی نیست؛ بلکه ارزشها، اهداف و ساختارهای مؤثر بر رابطه انسان و طبیعت نیز مورد بازاندیشی قرار میگیرند. از این منظر، سلامت زمین و حفظ ظرفیت زیستی آن باید در کنار شاخصهای متعارف اقتصادی، در ارزیابی پیشرفت جوامع مورد توجه قرار گیرد.
این سخنران سپس به مقایسه مبانی تمدن اکولوژیک با تمدن نوین اسلامی پرداخت. وی تفاوت در مبانی فلسفی، جایگاه انسان، تلقی از طبیعت و غایت زندگی را از جمله محورهای اصلی این مقایسه برشمرد. به اعتقاد او، تمدن اکولوژیک در صورتبندی مورد بحث، عمدتاً بر عقلانیت مدرن و رویکردی سکولار استوار است؛ در حالی که در نگرش اسلامی، انسان و طبیعت در نسبت با خداوند و غایت معنوی زندگی فهم میشوند و طبیعت، افزون بر ارزش مادی و زیستی، واجد دلالتهای معنوی و معرفتی است.
رامشت با تأکید بر این تفاوتها، یادآور شد که میان مبانی نظری این دو رویکرد میتوان تمایزهایی اساسی قائل شد؛ با این حال، در برخی اهداف عملی، از جمله حفاظت از محیط زیست، جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و توجه به حقوق نسلهای آینده، امکان همپوشانی و گفتوگوی انتقادی وجود دارد. وی بر ضرورت بررسی این نسبت در چارچوب مبانی فکری الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تأکید کرد.
تمدن اکولوژیک؛ از منطق مالکیت تا مسئولیت در برابر زمین
در بخش دیگری از نشست، متن دکتر محمدباقر تورنگ با عنوان «تمدن اکولوژیک؛ پایان توهم مالکیت» توسط مهندس حسین آرامی قرائت شد. این متن با رویکردی فلسفی و عرفانی، پرسش از جایگاه انسان در برابر زمین را محور بحث قرار میداد: آیا انسان مالک زمین است یا امانتدار آن؟
در این متن، تمدن اکولوژیک صرفاً یک برنامه زیستمحیطی معرفی نشد، بلکه بهعنوان تلاشی برای بازسازی رابطه انسان با زمین بر پایه مسئولیت، همزیستی و امانتداری مورد توجه قرار گرفت. بر این اساس، تقلیل طبیعت به منبعی برای تولید و مصرف، میتواند به نادیده گرفتن پیوستگی انسان با جهان پیرامون و غفلت از مسئولیتهای اخلاقی او منجر شود.
تورنگ در این نوشتار، با تأکید بر ظرفیتهای فلسفه و عرفان اسلامی در گفتوگو با علوم محیط زیست، تخریب طبیعت را فراتر از یک مسئله فنی یا اقتصادی دانست و آن را با نوع نگرش انسان به هستی مرتبط کرد. وی نتیجه گرفت که تحقق تمدن اکولوژیک، علاوه بر پیشرفت علمی و فناوریهای پاک، به تحول در فلسفه توسعه، نظام ارزشها و شیوه زندگی انسان نیز نیازمند است. در این نگاه، انسان مالک مطلق زمین نیست، بلکه در برابر حفظ امکان زیست برای نسلهای آینده مسئولیت دارد.
گفتوگو درباره امکان تحقق تمدن اکولوژیک در ایران
پس از ارائه سخنرانیها، حاضران به طرح پرسشها، ابهامات و دیدگاههای خود پرداختند. نسبت تمدن اکولوژیک با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، امکان عملیاتیسازی این رویکرد در ایران، ارتباط آن با آمایش سرزمین و اقتصاد، جایگاه فناوریهای نوین، نسبت آن با توسعه پایدار و الگوهای توسعه غربی و نیز مبانی دینی و اسلامی، از مهمترین محورهای گفتوگو بود. در پایان، دکتر اسکندر زند به پرسشهای مطرحشده پاسخ داد و نکات تکمیلی خود را بیان کرد.
نشست تخصصی «تمدن اکولوژیک» اندیشکده آمایش بنیادین، با فراهم کردن زمینه گفتوگو میان علوم محیط زیست، تمدنپژوهی، فلسفه و اندیشه اسلامی، بر ضرورت بازاندیشی در الگوهای توسعه و رابطه انسان با طبیعت تأکید کرد؛ بازاندیشیای که در آن، پیشرفت نه صرفاً با میزان تولید و مصرف، بلکه با کیفیت زندگی، مسئولیتپذیری در برابر طبیعت و حفظ امکان زیست شایسته برای نسلهای آینده نیز سنجیده میشود.
انتشار خبر:21 مهر 1405










